نيما
اين نيماست حالا البته بزرگتر شده و بزرگتر بايد سال ديگه بره مدرسه روزها چه سريع مي گذره و بچه ها چه زود برگ مي شن و ماها چه زود به پيري رسيديم باور كنيد انگار ديروز بود اما نه امروز از راه رسيده و پر توان و داره فرياد مي زنه مسافرين سوار شن

خبرنامه
اين نيماست حالا البته بزرگتر شده و بزرگتر بايد سال ديگه بره مدرسه روزها چه سريع مي گذره و بچه ها چه زود برگ مي شن و ماها چه زود به پيري رسيديم باور كنيد انگار ديروز بود اما نه امروز از راه رسيده و پر توان و داره فرياد مي زنه مسافرين سوار شن

اينجا خانه نيماست نيما حالا بزرگتر شده و كلي اسباب بازي داره يك اتاق اسباب بازي اين فقط گوشه ايي از اسباب بازي هاي اوست اگه بشه همه عكس هاي اون را مي گذارم
در روستای ما خبری نیست می گویند برای روستاها خیلی کار می کنند کدام کار ؟ بارها از اداره راه خواسته ایم که به جاده ایقربلاغ به قاسم اباد رسیدگی کنند اما کو گوش شنوا تا به حال چند نفر در ان جاده کشته شده اند و تا کنون چند بار هم به اداره راه هشتگرد نامه نگاری کرده ایم مثل این که هم چین چیزی وجود ندارد داخل روستا که وضعش بدتر است همه جا را کنده اند خیابانها از جاده خاکی هم بدتر شده است نمی دانم به چه کسی باید گفت کاش به جای یارانه نقدی می امدند این پول ها را صرف عمران و ابادی روستاها و شهر ها می کردند اخر این پول چه دردی از دردهای مردم را دوا می کند نگران گران کردن سوخت هم نمی بودید مردم به این نوع گرانی ها عادت دارند باور کنید اگر این پول هنگفت صرف عمران و بهسازی شهر ها بیمارستانها و مدارس و بیمه بیکاری و کمیته امداد می شد بهتر بود این که عین بی عدالتی است که پول را میان کل احاد مردم تقسیم کنیم که ما حصل ان جز تورم بیشتر هیچ چیز دیگری نیست بیاییم تا دیر نشده روند را معکوس کنیم و از این ریخت و پاش بیهوده جلوگیری کنیم .
داشت شادی را با خود می برد
عطر دل انگیز شادی به مشام می امد
مستم کرد
گلی چیدم خوشبو
وجودم سرشار از شادی
گل مریم بود
چه سعادتی
زیبا و دل انگیز
روزم همه شاد بود
جاده ايقربلاغ نياز به مرمت اساسي دارد
جاده ايقربلاغ ـ قاسمآباد ساوجبلاغ(شهرستان هشتگرد از توابع استان تهران) فاقد روشنايي شبانه و اسفالت اساسي است و به بازسازي و مرمت نياز دارد و اين در حالي است كه امامزاده اظهرالدين(ع) در كنار اين روستا واقع است و زائران فراواني دارد. گفتني است تاكنون متأسفانه عدهاي از مسافران در جاده ناامن روستاي «ايقربلاغ» جانشان را از دست دادهاند كه براي پيشگيري از حوادث مشابه، از اداره راه و ترابري هشتگرد تقاضا ميشود نسبت به مرمت اساسي اين جاده تسريع كند.
روستاي ايقربلاغ هشتگرد ـ عبدالله منصورزارع
احساسم را زخمی می کند
از دنیایی حرف می زند که من نمی شناسم
بوسه را بر نمی تابد
مرا به جایی می برد که ادرسش را نمی دانم
ادرسی هم نمی دهد
و می گوید تو درک نمی کنی
نمی دانم چی را باید درک کنم
من بوسه را درک می کنم
دست گرم را احساس می کنم
نگاه مهربان را می کاوم
دوستی را می فهمم
باور کن شقایق را دوست دارم
عطر گل یاس را بهار نارنج را
همه این ها را می فهمم
زیبایی را درک می کنم
احساس می کنم
جانم بوی دوستی را می فهمد
من دوستی را دوست دارم
اواي قناري که در مي اد
بايد باغي و پنجره ايي به سوي مهرباني باشه
گل هایی که اغوش باز کرده اند
و من در حیرتم از این ادمیان چموش
که قناری را در قفس دوست دارند
و میوه را با چاقو
و بره بی زبان را ریر دست سلاخ بی رحم
و چه نفرت انگیز است این نا مهربانی
و نفرت انگیز از اون دایه های مهربانتر از مادر
که دعوی بهشتشان جهنمی بیش نیست